قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

15

تاريخ الفي ( فارسى )

مستحسنه و فقرات بيگانه قسمى است كه ديگرى را تتّبع به دشوارى ميسّر است و شاهد اين مدعا تاريخ اكبرى ( اكبرنامه ) است . و چون التزام نموده كه بيشتر الفاظ فارسى باشد ، لهذا گفته‌اند كه شيخ خمسهء نظامى را نثر كرده . . . « 1 » . بنا به قول اكثر محققين و فضلا ، اگرچه نويسندگان بعدى در اقتباس و دنباله‌روى از شيخ ابو الفضل ناكام ماندند ، ولى نثر تاريخ الفى را از نظر سادگى و وضوح مىتوان نزديك به تأليفات شيخ ابو الفضل دانست و تلاش مؤلفين كتاب را در رسيدن به نثرى ساده و بدور از تكلّفات و مغلق‌نويسى ارج نهاد . با مطالعهء كتاب حاضر خواننده درمىيابد كه در برابر متنى سليس و روان قرار دارد . تلاش مؤلّفين بر اين بوده كه متن را بدور از لغات نامأنوس و تركيبات پيچيده و كشدار مرسوم دورهء صفوى در دسترس خواننده قرار دهند و با انشايى بسيار ساده و روشن شيوه‌اى يكدست از نثر پخته و با صلابت زبان فارسى را - بويژه پس از تنقيح مجلّدات سه‌گانه توسط عبد القادر بداؤنى و آصف خان - ارائه دهند . عبارتهاى فصيح آن ، چه در توصيفات و چه در توضيح داستانها ، چنان آمده است كه نه مىتوان بدون اخلال مطلب چيزى از آن كاست و نه مىتوان با افزودن عبارتى بر وضوح مطلب افزود ، به عبارت ديگر كلّ كتاب از « اطناب مملّ و ايجاز مخلّ » مصون مانده است . در تاريخ الفى نيز مثل ديگر كتب تأليفى در هندوستان گاهى با تركيباتى مواجه مىشويم كه در عين جذابيّت به نوبهء خود بيانگر غناى زبان شيرين فارسى است ، از جمله : پى غلط كردن - رد گم كردن زبان‌گيرى كردن - جاسوسى كردن زمان زمان - پىدرپى شيرك شدن - جسارت پيدا كردن شكم‌رَوى - اسهال چيده‌چيده - گروه‌گروه ، دسته‌دسته نيم كشته - نيمه‌جان استفاده از لغات تركى و مغولى نيز در تاريخ الفى ، مثل منابع مشابه ، ايج است . اينك چند نمونه : مشتلق - مژدگانى

--> ( 1 ) . شاهنواز خان مآثر الأمراء ، ج 2 ، ص 622 .